کتاب "به نام یونس" نوشته حجت الاسلام والمسلمین "علی آرمین" با حضور "هادی خورشاهیان" و "سمیه عالمی" عصر دوشنبه 22 مردادماه97 در "مدرسه اسلامی هنر" نقد شد.

"علی آرمین" نویسنده رمان "به نام یونس" درباره‎ی مکان و جغرافیای ساخته شده در داستانش گفت: "فضا و ستینگ داستان تقریباً همان فضایی است که حدود ده سال پیش برای تبلیغ به آنجا رفته بودم. آن روزها اصلا به فکر نوشتن داستان نبودم. بعدها وقتی قرار شد رمانی بنویسم و از آن‎جا به عنوان محل رخدادهای داستانم استفاده کنم رجوع کردم و به دقت موارد مختلفی مثل لهجه و روابطشان را بررسی کردم. طرحی هم که نوشته شد کاملا تخیلی بود و اتفاقی که بخواهد برای من واقع شده باشد نبود." حجت الاسلام "آرمین" در ادامه به همراهی و نظارت و راهنمایی "حمیدرضا شاه‎آبادی" اشاره کرد و افزود: "به نام یونس" اگر نقطه قوت‎هایی داشته باشد به خاطر نظارت و راهنمایی ایشان است.

"به نام یونس" تقریباً نعل به نعل، همان داستان حضرت یونس است!

هادی خورشاهیان نخستین منتقد جلسه از اسم کتاب شروع کرد و "به نام یونس" را اسمی ایهام‎دار، جالب و شاعرانه دانست که با رخدادهای داستان از جمله افتادن قرعه به نام یونس که شخصیت اصلی داستان است، تناسب دارد.

او ماجرای داستانی رمان "به نام یونس" را بسیار شبیه به داستان حضرت یونس دانست و گفت: "داستان تقریباً نعل به نعل، همان داستان حضرت یونس است که شنیدیم. حتی ما به ازای آدم‎ها و فضا هم همان شکلی است و قوم، همان قوم حضرت یونس است.".

این منتقد در بخشی از صحبت‎هایش داستان "به نام یونس" را مشابه داستان "برکت" نوشته "ابراهیم اکبری دیزگاه" معرفی کرد و وجه شباهت را در ظرف زمانی رخدادهای داستان در ماه مبارک رمضان و محور بودن شخصیت طلبه برشمرد، اما خواسته و مسئله شخصیت‎های دو رمان را وجه تفاوت آنها دانست و گفت: روحانی کتاب برکت می‎خواست به آرامش درونی و حال و هوای طلبگی و مبلغ‎بودن خودش برگردد، اما روحانی کتاب "به نام یونس" به خاطر خوب شدن دخترش نجمه نذر کرده است در یک روستای دورافتاده به تبلیغ دین برود و در خدمت خدا و خلقش باشد.

نویسنده رمان "من کاتالان نیستم" درباره اهمیت شخصیت در داستان گفت و شخصیت یونس را مورد مهم رمان "به نام یونس" خواند و گفت: "قرعه انداختن و رفتن یونس به چاه و قرعه انداختن در کشتی برای حضرت یونس در رفتار یونس پیغمبر و یونس این رمان مفهوم پیدا می‎کند، رفتاری که هم می‎تواند بیرونی باشد و هم درونی و در این کتاب بیشتر رفتار درونی‎اش مهم است."

نویسنده "خواب مرگ" شروع رمان "به نام یونس" را شروع بسیار خوبی دانست که از همان آغاز فضای داستان را معرفی می‎کند و برای خواننده می‎سازد: "اتفاقی که افتاد؛ مینی‎بوس رنگ و رو رفته، مه، گم‎شدن‎ها، آمدن زودهنگام ماه مبارک رمضان و... ".

طلبه هم جزئی انسانی از همین جامعه بشری است!

"سمیه عالمی" صحبت‎هایش را با تبریک‎ گفتن به نویسنده آغاز کرد و افزود: این کار از کار قبلی نویسنده که یک کار نوجوان به نام "پرواز با پاراموتور را دوست دارم" است، یک سر و گردن بالاتر است، هم به لحاظ نثر و زبان و هم به لحاظ قابلیت‎های داستانی.

وی در بررسی کلی "به نام یونس" گفت: "جناب آرمین از آن دسته روحانیونی هستند که در واقع قالب جدیدی غیر از منبر را برای ارائه محتوای دینی انتخاب کرده‎اند، قالبی به نام رمان. انتخاب این قالب برای ارائه محتوای دینی اگر سخت‎تر از منبر رفتن نباشد سهل‎تر نیست. از طرف دیگر، جناب آرمین به عنوان یک طلبه نویسنده، رمانی تولید کرده که شخصیت اصلی‎اش یک طلبه است. به این ترتیب این رمان خاص‎ می‎شود."

نویسنده "مسافر جمعه" در بررسی نمادها و نشانه‎های "به نام یونس" شخصیت اصلی داستان و سرگذشت و رفتارهای او را برداشتی از   آیه 110 سوره کهف دانست که می‎فرماید: "قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ". براین اساس، یونس داستان بارها اشاره می‎کند و می‎گوید که یک انسان است و همان احساس و نیازها و رفتارهای انسانی را دارد و حتی از تاریکی می‎ترسد. در کل می‎خواهد اشاره کند به این‎که طلبه هم جزئی انسانی از همین جامعه بشری است و لذا می‎تواند خطا کند؛ صاحب احساس و صاحب خطاست."

او در ادامه به تحول درونی شخصیت در این داستان پرداخت و بیان کرد: "جناب یونس با قصد تبلیغ و برای نذر راهی سفری می‎شود که اساس تغییراتی در روحانی داستان ما می‎شود. این تغییرات بخش عمده‎اش درونی اتفاق می‎افتد. نکته خوب داستان در این است که این تغییرات در اجتماع پیرامون شخصیت طلبه اتفاق می‎افتد. یعنی طلبه توی اتاقش ننشسته و فقط درگیری‎های ذهنی‎اش نیست که او را به سوی تغییر می‎برد، بلکه مواجهه‎اش با اجتماع او را به سوی تغییر می‎برد. به این ترتیب، وابستگی نهاد روحانیت و اجتماع را دوباره تبیین می‌کند که این دو از هم جدا نیستند."

اشاره به تغییر رویکرد نهاد روحانیت در مواجهه با اجتماع و ارائه رویکرد جدیدی از تبلیغ و طلبه امروز ویژگی دیگری بود که این منتقد در بررسی رمان به آن تصریح کرد و شاهد مثال آورد.

وی نگاه و سخن کلی رمان "به نام یونس" را در آیه 199 سوره اعراف خلاصه کرد که می‎گوید: "خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِض عَنِ الجَاهِلِین" شخصیت اصلی داستان به نام یونس در مواجهه با ناملایمت‎ها و بی‎مهری‎های دیگران اگرچه عصبانی می‎شود و خودخوری می‎کند، در اخلاق فردی عفو می‎کند. در اخلاق اجتماعی امر به معروف می‎کند و وقتی حرفش را قبول نمی‎کنند، مجادله نمی‎کند! رویگردانی می‎کند و کارش خودش را انجام می‎دهد.